نقد و بررسی اصطلاح «امپراطوری» برای حکومت خوارزمشاهیان با تاکید بر جغرافیای تاریخی

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 مسئول

2 مدیر گروه تاریخ تربیت مدرس

چکیده

برخی از پژوهشگران، حکومت خوارزمشاهیان را در قامت یک امپراطوری می دانند و در همین چارچوب به عوامل شکست خوارزمشاهیان می پردازند. امپراطوری در مورد کشورهایی به کار برده می شود که دارای عناصر پهناوری قلمرو، قدرت نظامی و یک نظریه و قدرت فردی باشد درحالی که این عناصر با ویژگی های دولت خوارزمشاهیان مطابقت ندارد. این پژوهش در پاسخ به این سوال است که فراز و نشیب جغرافیای تاریخی دولت خوارزمشاهیان در طول 125 سال چگونه بود و توسعه قلمرو بر چه اساسی شکل گرفت و آیا با توجه به تعریف امپراطوری، حکومت و قلمرو خوارزمشاهیان مصداق یک امپراطوری بود؟ نتیجه این تحقیق آن است که دولت خوارزمشاهیان بیش از یکصد سال وابسته و خراج دهنده دولتهای همجوار مانند سلجوقیان و قراختاییان بود و عمدتاً این حکمرانی از منطقه خوارزم فراتر نرفت و توسعه قلمرو در خارج از مرزهای خوارزم در مدت کوتاهی رخ داد و آن نیز، حاصل قدرت نظامی و ایدئولوژیک خوارزمشاهیان نبود. برخی از پژوهشگران، حداقل دوران حکومت تکش و محمد خوارزمشاه را دوران امپراطوری می دانند در حالی که قدرت تکش در خوارزم محدود بود و تنها پس از مرگ سلطانشاه حکومتش فراتر از خوارزم گسترش پیدا کرد و پس از مرگش نیز بسیاری از آن مناطق از دست رفت. محدوده قلمرو حکومت محمد خوارزمشاه در پنج سال نخست نیز در منطقه خوارزم بود و وسعت قلمرو او در چهار سال پایانی حکومتش اتفاق افتاد

کلیدواژه‌ها