قاعده استثنا و پارادوکس مشروعیت شورش در دولت هخامنشی

نوع مقاله : پژوهشی

نویسنده

دانشگاه فردوسی مشهد گروه علوم سیاسی

چکیده

دولت هخامنشیان سرآغاز شکل‌گیری عقلانیت حکمرانی است به نحوی که منشور کوروش و سنگ نوشته های به جای مانده از آن دوران به خوبی اصول و مبانی حکومت‌مندی ایرانیان را متبلور ساخته است. برخلاف رویکردهای یونانی محور این مقاله هخامنشیان را سرآغاز ایده انسانی و عقلانی حکومت‌مندی می‌داند زیرا در این منطقه است که مفاهیم، رواداری، مصلحت عمومی، اقتدارعالی، عدالت، تکنیک‌های حکومت به شیوه کاربردی ایجاد می‌شود. پرسش پژوهش همان نقطه ضعف حکومت‌مندی هخامنشیان می‌باشد. ایرانیان کارآمدترین و قدرتمندترین سلسله جهان را ایجاد کردند دارای متعادل‌ترین شبکه‌ها و تکنولوژی‌های قدرت بودند اما در مورد شیوه های مشارکت مردم در سیاست، نقش و جایگاه مردم در امر عمومی و امکان شورش و اصلاحات از سوی شهروندان دیدگاه بسیار بسته‌ای داشتند و اصلا اعتقادی به این فرایند نبود. هخامنشیان و همه سلسله‌های کارآمد و قدرتمند ایرانی با آنکه در اغلب وجوه سیاست پیشتاز بودند اما در مورد نقش مردم در سیاست گزاره هایی دارند که منجر به بن بست در نظام سیاسی و حاشیه رانی یکی از اصلی ترین منابع قدرت می‌گردد. این پژوهش با چنین پیش فرض‌هایی بر اساس تئوری استثنا و حاکمیت اصیل قلمروی سیاست سعی می‌کند با نگرشی انتقادی کتیبه بیستون را مورد واکاوی قرار دهد.

کلیدواژه‌ها