سیمای جامعه در نامۀ تاریخی تنسر حکیم (عصرساسانیان)

نوع مقاله: پژوهشی

نویسنده

دانشیار پیام نور

چکیده

تنسر پارسایی افلاطونی مذهب بود که سلطنت را رها کرده و گوشه نشینی اختیار کرده بود. او بنابر روایت های متون پهلوی از جمله کسانی است که نقش بسزایی در بر تخت نشستن اردشیر ساسانی داشت و با یاری نامه اندرزی خود، تدبیر خویش را به او عرضه کرد. این زاهد بی محابا آراء وعقایدِ مذهبی، جامعه شناسی، سیاسی، اجتماعی، خانوادگی و غیره خود را مطرح می ساخت. با مطالعۀ این نامۀ اندرزی می توان به میزان دانش وتسلط ِ این شخصیت به مسایل گوناگون دینی، اخلاقی و غیره پی برد. زبان تنسر در نامۀ اندرزی جسورانه است، و مخاطب هیچ شک، تردید و ناخالصی در گفته های وی نمی یابد. هرآن چه که روح بلند ِاو را آزارمی دهد برکاغذ روان می سازد و بدون ترس و نگرانی و باشور وحال مسایل ِ متعدد را مطــرح می کند. در فحوای این نامۀ انــدرزی، به وضوح مـی توان نویسنده ای روشنفکـر و اندیشمند را یافت که با پشتوانۀ غنی دینی و فرهنگی می نویسد. مطالعۀ این نامۀ تاریخی، حظی وصف ناپذیربه مخاطب می بخشد که می تواند راهنمای مسیر زندگی او باشد. ابن اسفندیارِکاتب، از نویسندگان اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم، نامۀ اندرزی تنسر را به پارسی ترجمه کرد. در ترجمه و روایت ابن اسفندیار، نامۀ اندرزی تنسر از سه بخش: عنوان آغازین، متن اصلی و ختمِ مکتوب تشکیل می شود، که هر کدام از این سه بخش، ارکان فرعی را نیز در بر می گیرند. هدف  مقالۀ حاضر بررسی مضمون و درونمایۀ  نامۀ اندرزی تنسر است.  

کلیدواژه‌ها