گذری بر قانون اصلاحات ارضی در ایران

نویسنده

استادیار گروه تاریخ واحد تهران مرکز

چکیده

بررسی قانون اصلاحات ارضی که در نوع خود یکی از مهمترین اقدامات رژیم
پهلوی در دهه 40بوده، به تنهایی در این مقاله ممکن نمیباشد؛ اما تلاش گردیده تا ضمن
رهیافت شرایط ایران در آستانه اصلاحت ارضی و فرجام نهایی آن مروری هر چند به
اختصار صورت پذیرد.
در این مقاله محدود روشن میشود که هر چند اصلاحات ارضی یک قانون پیشرو
و مبتنی بر اهداف بلندپروازانه است، از آنجا که برآمده از نیازهای واقعی جامعه ایران نبود
و یا سیستم سیاسی مستقر تنها از سر ناچاری و یا خروج از بنبست به آن تن داد،
نتوانست آن طور که شایسته است موجد اثر باشد.
ملاحظهکاریها و سیاستبازیهای شاه، حسادت، رقابت و برکناری دکتر امینی و
متعاقب آن حسن ارسنجانی، قانون اصلاحات ارضی را از یک رفرم قاطع اجتماعی، به یک
امر ملوکانه و فرمالیته بدل ساخت. هرچند اجرای آن سالها به طول انجامید اما منجر به
خلع ید کامل بزرگ مالکین ایران نشد. هرچند توانست برای بخشهای وسیعی از جامعه
زارعین و دهقانان هویت، اراده و استقلال مالی فراهم سازد.
با این همه به نظر میرسد برای کاوش درباره این بخش از تاریخ معاصر ایران
میباید تلاشهای بیشتری نیز صورت پذیرد.
مقاله مذکور از یک مدخل و چهار فصل و البته زیر فصلهایی تشکیل شده که در
هر یک به اختصار به موضوع پرداخته شده است.
امید که این نوشته مجمل فتح بابی در این بخش از تاریخ معاصر ایران باشد