نقد و بررسی بحران‌های درون حکومتی عصر هرمزد چهارم

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دکترای تاریخ ایران قبل از اسلام

2 استادیار گروه تاریخ واحد بجنورد. دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد. ایران.

چکیده

حکومت ساسانی با اتکاء به دو اصل اساسی و انقلابی تمرکز دین و دولت با ساختار سیاسی- نظامی قدرتمندی شکل گرفت. این حکومت در ابتدا با پشتیبانی نیروهای قدرت­گرای اشرافیت درباری متکی بود و این عاملی برای فزونی اقتدار چنین گروه­هایی در تمام امور لشکری و کشوری شد . چنین روندی به تناوب قدرت و ضعف شاهان تا دوره قباد و خسرو اول تداوم یافت. با ظهور قباد و پسرش خسرو ، روند جدایی و تنش میان پادشاه و اشرافیت درباری نمایان شد که به شکل بحران در ساختار سیاسی و اجتماعی و نظامی ظهور کرد.در این میان  اصلاحات خسرو اول در راستای افزایش تمرکز قدرت در دست پادشاه و جلوگیری از بحران­آفرینی گروه­های قدرتمدار حاکم اشرافیت درباری در تشکیلات حکومتی با کامیابی مواجه شد. ولی اصلاحات نتوانست زمینه‌های قدرت­خواهی اشرافیت را با نظم نوین منطبق نماید. با این رویکرد در عصر پادشاهی هرمزد چهارم، اشراف و اعیان در راستای قدرت از دست رفته و کسب نفوذ در هرم قدرت سیاسی وارد کارزار با حکومت شدند. هرمزد که خود شاهد تنش­ها و تقابل­های اقشار بالادست در حکومت­های قبلی بود، در مسیر کاهش و تزلزل پایه­های قدرت آنان گام نهاد. هدف وی بیشتر تداوم اصلاحات از بالا به پایین در راستای پیشگیری از وقوع شورش­ها و ناآرامی­ها و ایجاد امنیت سیاسی و اجتماعی و حفظ جایگاه تاج و تخت شاهی و تداوم استبداد سیاسی در رأس هرم قدرت سیاسی و تمرکزگرایی در سیستم حکومتی بود. با این وجود اجرای چنین سیاستی نه تنها بحران­هایی را در دربار و دستگاه حکومتی فراهم نمود، بلکه به شکل کودتای نظامیان و با حمایت اشرافیت سیاسی و روحانیان، پادشاهی هرمزد  را  در آتش کینه و خصومت  رقابت­ها گرفتار ساخت .  این پژوهش تلاش دارد زمینه­ها و علل تضاد و تقابل­های درون حکومتی عصر هرمزد چهارم و میزان تاثیرگذاری آن بر ساختار سیاسی و اجتماعی حکومت ساسانی را  مورد  نقد و تحلیل قرار دهد.

کلیدواژه‌ها