بررسی روند مطالعات نقشبندیه در غرب و روسیه

نوع مقاله: پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه تهران.ایران

چکیده

طریقت صوفی نقشبندیه که به سبب ماهیت و عملکرد خاص اعتقادی و سیاسی­اش، در چند سده اخیر مورد توجه شرق­شناسان بوده است در حال حاضر نیز به عنوان پدیده­ای زنده و تأثیرگذار، موضوع ویژه­ای برای پژوهش در محافل علمی و سیاسی غرب به شمار می­آید. روند مطالعات غرب در این باب، بنا بر سیاست­ها و راهبردی­های دول غربی در شرق، در دوره­های مختلف و همچنین در پی تحولات علمی- فرهنگی آنها، تغییر و تحولاتی را از سر گذرانده است. بنا بر یافته­های پژوهش حاضر، اگرچه تا نیمه نخست قرن نوزده اطلاعات غرب در باب طریقت صوفی نقشبندیه بسیار کلی و آشفته بود اما در پی شکل­گیری و توسعه علایق و منافع کشورهای غربی در شرق و نمودار شدن نقشبندیه به عنوان سردمدار برخی مقاومت­های محلی، وضع تغییر کرد. چالشی که نقشبندیه آسیای مرکزی، برای قدرت روزافزون روسیه در آن منطقه ایجاد می­کرد، موجب شد تا در آثار نویسندگان روسی، با نوعی تعصّب و یکجانبه نگری به آنها پرداخته شود. در قرن بیست و به دنبال شکل­گیری شوروی این وضع ادامه یافت. اواخر قرن بیست و متعاقب فروپاشی شوروی و تأسیس جمهوری­های مستقل در آسیای مرکزی، نقطه عطفی در تاریخ مطالعات نقشبندیه به شمار می­آید. از یکسو چالش هویتی در دولت-ملت­های تازه تاسیس، توجه به پیشینه تاریخی و فرهنگی- که نقشبندیه جزو جدایی ناپذیر آن به شمار می­آمد- را ضرورت می­بخشید و از طرف دیگر غرب برای فهم دقیق چگونگی تعامل با این دولت­ها به پژوهش­هایی گسترده در این زمینه اقدام کرد ضمن اینکه خود نیز در نتیجه توسعه روزافزون نقشبندیه و حضور قابل توجه آنها در جهان غرب به نوعی مبتلا به آن محسوب می­شد.
 

کلیدواژه‌ها