روابط سلجوقیان و عباسیان (ملکشاه و المقتدی)

نویسنده

استادیار دانشگاه پیام نور گلستان

چکیده

پس از فروکش کردن آخرین مقاومت‌های وابسته به نظام ساسانی، کشور ایران جزئی از بخش شرقی سرزمین‌های خلافت گردید. در ابتدا برای اداره هربخش از سرزمین‌های شرقی خلافت، عاملانی از طرف خلیفه مسلمین اعزام می‌گردید. این عاملان به عنوان نمایندگان تام‌الاختیار خلیفه عمل می‌کردند. از زمان طاهریان رابطه خلیفه با امرای مستقل آغاز گردید و در دوران یعقوب لیث، امارت استکفاء تبدیل به امارت استیلا شد، و امرا از چنان قدرتی برخوردار گردیدند که می‌توانستند خلفا را تعویض، وخود جانشینی را تعیین کنند. از دوره آل بویه، سلطنت وخلافت با هم آشتی کردند. آل بویه با وجودی که شیعه بودند خلفا را به رسمیت شناختند و در مقابل خلفا آل بویه را پذیرفتند. در دوره سلاجقه این رابطه به هم نزدیکتر گردید و خلیفه و سلطان به عنوان مکمل یکدیگر عمل می‌نمودند.
در تحقیق حاضر سعی شده است تا روابط ملکشاه سلجوقی، بزرگترین سلطان سلجوقی که به دستیاری خواجه نظام‌الملک بر تخت سلطنت نشسته بود و خلیفه المقتدی به تصویر کشیده شود. این روابط به صورت کامل و یک دست (از ابتدای سلطنت 465ﻫ.ق تا مرگ ملکشاه485 ﻫ. ق) در هیچ متنی نیامده است. لذا با مراجعه به مراجع واشارات پراکنده آنها سعی شده است تا موضوع به روشنی تبیین و تحلیل شود. 

کلیدواژه‌ها