دولت اموی؛ تعصب قبیله‌ای و مصلحت حکومتی

نوع مقاله: پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان

چکیده

امویان از سال 41 تا 132 بر تمام جهان اسلام مقتدرانه حکومت کردند اگر مدت زمان محدودی شورش ابن زبیر، عاصی شدن عبدالرحمن بن محمد بن اشعث و یا قیام حارث بن سریج این اقتدار را کم­رنگ نمود، در نهایت آنان موفق به سرکوب این جریانهای مخالف شدند در قیام ابومسلم و نهضت عباسی شرایط متفاوت بود دولت اموی غیر از طرز مقابله با نهضت و قیام عباسی در مقابله با جریانهای خطرساز و جدی مدبرانه عمل می­نمود و تعصب قبیله­ای را نادیده می­انگاشت و در همین راستا فرماندهی­ها و امارت‌ها و انتخاب افراد برای مناصب حساس با دقت زیاد و براساس شایستگی افراد صورت می­گرفت انتخاب و صید زیاد بن ابیه مخالف سرشناس قدیمی معاویه برای کنترل شیعیان کوفه و بصره ، تعیین حجاج بن یوسف فرزند چاه کن ثقیف برای ریشه­کن نمودن فتنه 7 ساله ابن زبیر ، تاکید بر امارت مهلّب ازدی یمانی برای سرکوب شورش­های هولناک خوارج ،استفاده از نبوغ قتیبه بن مسلم باهلی برای توسعه فتوح در آسیای مرکزی در جهت تحکیم قدرت امویان و براساس حس مصلحت قدرت و حکومت آنان صورت می­گرفت. این موضوع باعث تسلط همه جانبه و مستقیم امویان بر تمام جهان اسلام  از مرزهای چین تا اسپانیا می­گردید. البته در دوره­هایی که خطر و نگرانی از بین رفتن و نابودی دولت اموی نبود تعصب قبیله­ای جای مصلحت قدرت و حکومت امویان را می­گرفت و خویشاوندان خلیفه و هم­طایفه­ای­های وی همه مناصب مهم را به خود اختصاص می­دادند.

کلیدواژه‌ها