نقش تشیع در تعیین روابط سلطان محمد خوارزمشاه و خلیفه عباسی

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه تبریز

2 دانشجوی دکترا دانشگاه تبریز

چکیده

گسترش فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شیعیان با تسلط آل بویه بر بغداد مرکز خلافت عباسی رونق گرفت و سقوط آل بویه نیز مانع ادامه این روند نشد. هم زمان با حاکمیت سلجوقیان و تکاپوهای خوارزمشاهیان این فرآیند شتاب گرفت. به نظر می‌رسد روند رو به رشد کشمکش‌های سیاسی - نظامی پس از سقوط غزنویان میان سلجوقیان و سپس خوارزمشاهیان با خلافت عباسی، زمینه‌های بسیار مناسبی را برای رشد فعالیت‌های همه جانبه شیعیان در این محدوده زمانی فراهم ساخته است.
استقرار مدارس دینی، نگارش آثار متعدد در زمینه فقه و تفسیر، ظهور اندیشمندان شیعی، حضور شیعیان در دیوانسالاری ترکان، حتی در مقام وزارت و توجه ویژه سلاطین ترک و خلافت عباسی به نقش و جایگاه شیعیان در تعیین معادلات سیاسی در آن مقطع زمانی، از نکات مورد بررسی و یافته‌های این مقاله است.
فرق مختلف شیعه در روابط متقابل خوارزمشاهیان و خلافت عباسی نقش موثری را ایفاء می‌کنند. این موضوع، به دلائل متعدد در دوره‌ی رویارویی سلطان محمد خوارزمشاه و خلیفه عباسی الناصر از اهمیت زیادی برخوردار می‌شود. صرف نظر از شیعیان اسماعیلی که در کنار خلافت و در برابر خوارزمشاهیان قرار می‌گیرند، سایر شیعیان در هردو طرف دارای نقش تعیین کننده ای هستند.

کلیدواژه‌ها