روابط خارجی عصر خسرو پرویز با اعراب جنوب و جنوب غربی

نوع مقاله: پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

چکیده

      حکومتها همواره با دولتها و اقوام همجوارشان دارای ارتباطاتی بوده و تاثیر و تاثیراتی بر همدیگر گذاشته اند و آنها ناگزیر بودند که جهت رفع پاره ای از نیازها و مشکلاتشان با یکدیگر دارای مراوداتی در زمینه های مختلف باشند. ساسانیان همواره با اعراب دارای روابط گسترده و پایداری نبودند و در بعضی مقاطع به صورت موقتی با یکدیگر ارتباطاتی نه چندان پایدار با یکدیگر داشته اند.
      قوم عرب به خاطر سبک زندگی بدوی و عشیره ای که داشتند از فرهنگ و تمدنی همسان با ساسانیان برخوردار نبوده که پادشاه ساسانی با آنها روابط گسترده ای داشته باشند. عمده روابط اعراب با ایرانیان در عصر خسرو پرویز دستبردها و حملاتی بوده که از سوی قبال بدوی اعراب همسایه به سرحدات ایران مرتب انجام می­گرفت. خسرو پرویز جهت مهار و کنترل آنها در ابتدا اقدام به ابقاء حکومت نعمان بن منذر بر ولایت حیره نمود و سرکوبی آنها را از وی خواستار شد. اما وقتی که همکاری و همدستی امرای آل منذر را با قبایل شورشی عرب بروی ثابت گردید آنها را برانداخت و امرای دیگری را بر وامارت حیره گمارد که اعراب چندان از آنها حرفشنوی و اطاعت نداشتند. در زمینه اقتصادی روابطی فی ما بین آنها وجود نداشته جز اینکه امرای حیره و دیگر قبایل عرب وظیفه داشتند که از کاروانهای تجاری ایران از قلمرو اعراب گذشته و به یمن دیگر نقاط می رفتند محافظت و مراقبت بنمایند. در زمینه مذهبی هم می توان به نامه پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) به خسرو پرویز و دعوت وی به اسلام یاد کرد. در بعد علمی فرهنگی شعرایی از اعراب به دربار ساسانی وارد شده و اصطلاحات و کلمات زیادی بین زبانهای عربی و فارسی رد و بدل گردید در تمامی این زمینه ها دولت حیره نقش اساسی داشته و در حکم یک دروازه ارتباطی بین ایرانیان و اعراب عمل می کرد. 

کلیدواژه‌ها