واکاوی ریشه‌های بحران در کابینه‌های ایران (از انقلاب مشروطه تا کودتای سوم اسفند)

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

2 کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی دانشگاه اصفهان

چکیده

پس از انقلاب مشروطه کابینه­هایی که روی کار آمدند به علل مختلف با مشکلات عدیده­ای مواجه بودند به گونه­ای که در طول 14 سال 51 کابینه و هر سه ماه یک کابینه میانگین تغییرات طی این دوره بوده که وضعیت خوبی را در دولت­های اوایل مشروطیت بیان نمی­کند. علل داخلی و خارجی گوناگونی در این بحران­ها سهیم بودند.
از نظر خارجی دخالت مستقیم و بی حد و مرز دولت­های استعماری از جمله دخالت روسیه و انگلیس در کلیه امور داخلی ایران و تعیین نخست­وزیران مورد نظرشان در جهت تامین منافع و خواسته­هایشان کابینه ها را عملا به عنوان بخشی از ابزارهای اعمال حاکمیت استعمار در ایران بدل ساخته بود. با این وجود باید به عوامل داخلی نظیر تجربه نخست حکومت مشروطه و پارلمان، خودمحوری‌های شخصی و خانوادگی، گروه‌گرایی، ترجیح منافع خصوصی بر منافع عمومی و نابسامانی اشاره کرد. در نتیجه اقشار و گروه­های مختلف نسبت به ساختار و عملکرد نظام مشروطه بدبین گردیده و بستر ذهنی و عینی ظهور یک دیکتاتور فراهم آمد. سرانجام رضاخان با اتکا به عوامل داخلی و خارجی و تا حدودی توانایی فردی توانست جریان حوادث را به نفع خویش به پایان برساند.
در این مقاله سعی می­گردد علل و علائم بحران داخلی و خارجی در کابینه­های ایران از انقلاب مشروطه 1285 ش تا کودتای سوم اسفند 1299 هـ.ش مورد بررسی قرار گیرد.روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه­ای و آرشیوی می­باشد.

کلیدواژه‌ها